در نواحی خشک و یا در زمانی که بارندگی صورت نمی گیرد زنبور عسل آب احتیاج دارد، لذا از حوض یا استخر شنا و آبخوری ها، آب برمی دارند. در عین اینکه وجود یک آبشخور، مانع از این نیست که زنبورها به منابع دیگر تامین آب بروند ولی تا حد زیادی مشکل را حل می کند. در بیشتر مواقع برداشت آب توسط زنبوران از منابع دیگر مشکلی ایجاد نمی کند مگر در کنار استخرهای شنا که ممکن است مردم در اثر پاگذاشتن روی آنها یا نشستن روی آنها نیش بخورند.
اداره کلنی های زنبور عسل با کار کردن روی جانوران اهلی تفاوت دارد. حیوانات اهلی یاد می گیرند که چگونه خود را با صاحب خود و محیط اطراف خود تطبیق دهند ولی زنبور عسل جانوریست وحشی که فعالیت های خود را متناسب با خواسته های انسان تنظیم نمی کند، لذا یک زنبوردار باید اصول زیست شناسی و رفتار این جانوران را بداند و بر اساس این اطلاعات تصمیمات لازم را اتخاذ نماید.
در بسیاری از نواحی اطراف شهرها مقدار فراوانی گرده و نوش گل تولید می شود اما نقطه نظرهای دیگر نیز مطرح است. وجود کندوی زنبور عسل در یک محل، باعث وحشت همسایگان در مجاورت آن محل می گردد پس به همین دلیل زنبورداران با تدبیر کندوهای خود را در این نواحی در پناه یک پرچین یا درختچه ها پنهان می کنند. بعضی کندوهای خود را روی بام ها و دور از دید عموم مستقر می کنند. قرار دادن کندوها در یک محوطه محصور موجب می شود که بچه ها به کندوها نزدیک نشوند و از نیش زنبوران در امان باشند. کندوها باید طوری قرار داده شود تا پرواز عادی زنبوران از روی خیابان های پر رفت و آمد، پیاده روها و محل پهن کردن لباس های شسته شده صورت نگیرد.
در نواحی خشک و یا در زمانی که بارندگی صورت نمی گیرد زنبور عسل آب احتیاج دارد، لذا از حوض یا استخر شنا و آبخوری ها، آب برمی دارند. در عین اینکه وجود یک آبشخور، مانع از این نیست که زنبورها به منابع دیگر تامین آب بروند ولی تا حد زیادی مشکل را حل می کند. در بیشتر مواقع برداشت آب توسط زنبوران از منابع دیگر مشکلی ایجاد نمی کند مگر در کنار استخرهای شنا که ممکن است مردم در اثر پاگذاشتن روی آنها یا نشستن روی آنها نیش بخورند.

گاهی هم ممکن است یک زنبوردار بی جهت مورد اتهام قرار گیرد. مردم عادی معمولا بین زنبور عسل، زنبورهای زرد، زنبورهای خرمائی و امثال آنها که در حفره های ساختمان، روی دیوارها و سقف منازل لانه دارند فرقی قائل نیستند. در این شرایط برای یک زنبوردار مشکل است که ثابت کند مسئله نیش خوردن لزوما به زنبور عسل مربوط نمی شود.
تشخیص و تصمیم گیری درباره شکایت افرادی که به وسیله زنبور عسل نیش می خورند برعهده دادگاه است اما اثبات این که زنبور مهاجم مربوط به کندوی چه شخصی است بسیار مشکل و حتی غیرممکن است، بخصوص اگر حادثه در فاصله دوری از کندوها صورت گرفته باشد. برای تشخیص این که زنبور مهاجم از کدام کندوست، طریق مطمئنی وجود ندارد.
به غیر از نیش زدن، به علل دیگر از جمله اختلاف در مالکیت یک بچه طبیعی، به علت عبور غیر مجاز زنبور دار از ملک دیگر و به علت کشته شدن زنبوران در اثر سمپاشی باغ ها و مزارع مجاور نیز زنبور عسل ممکن است موضوع دعوا در دادگاه ها باشد. داووت در سال ۱۹۵۹ مجموعه مفصلی از این موارد را جمع آوری و به رشته تحریر در آورده است.
به خاطر حوادث ناگواری که زنبور عسل ممکن است به وجود آورد بعضی از مسئولین شهرها نگهداری زنبور عسل در تمام شهر یا در محدوده خاصی را قدغن می کنند. اگرچه در جوامعی که چنین مقرراتی وجود ندارد، جو عمومی جامعه حکم می کند که زنبوردار شهر نشین به تغییر محل کندوهای خود یا از بین بردن آنها ناچار گردد.


